کد خبر:1700
پ

غربت نشر در ایران

بسمه تعالی «تبلیغات کتاب کجاست» « غربت نشر در ایران » یا « غریب ، کتاب » ما در کشوری زندگی می کنیم که بالغ بر هفتاد میلیون نفر جمعیت دارد که برابر آمار و ارقام منتشره بیش از ۶۰% آن را جوانان تشکیل می دهند و بعبارتی ما کشوری بسیار جوان داریم . جوان در چه […]

بسمه تعالی

«تبلیغات کتاب کجاست»

« غربت نشر در ایران » یا « غریب ، کتاب »

ما در کشوری زندگی می کنیم که بالغ بر هفتاد میلیون نفر جمعیت دارد که برابر آمار و ارقام منتشره بیش از ۶۰% آن را جوانان تشکیل می دهند و بعبارتی ما کشوری بسیار جوان داریم .

جوان در چه مرحله ای از زندگی قرار دارد ؟ آموختن و تجربه کردن . مگر نه اینکه استفاده از تجربه گذشتگان ، بهتر و کم هزینه تر از خود تجربه کردن است ؟ و مگر نه اینکه ، برای نیل به تجربه گذشتگان و عالمان زمان باید مطالعه کرد و به کتب موجود متوسل شد ؟ پس چرا ما در سبد فرهنگی خانواده جایگاهی برای کتاب و کتابخوانی که میراث گذشتگان و فرهیختگان کنونی جامعه است قرار نداده ایم .

آیا در آیتم های نیازمندیهای خانواده اصلاً سبد فرهنگی دیده شده ؟

چه سازمان و اشخاصی در مملکت متولی ساماندهی سبد فرهنگی هستند و برای پر بار کردن آن چه اقداماتی شده ؟

متولیان فرهنگ سازی در کشور چه کسانی هستند ؟ چرا گزارشی از عملکرد چند ده ساله آنها نداریم؟

مگر نه اینکه تبلیغات بعنوان یکی از ارکان اطلاع رسانی عمومی بمنظور ارتقا کمی و کیفی محصولات فرهنگی در جوامع مختلف مورد توجه همگان است ؟

پس چرا ناشران کتاب نمی توانند در عرصه تبلیغات حضوری موثر داشته باشند ؟

با یک نگاه سطحی بر جامعه فرهنگی خواهیم دید که نویسندگان و اصحاب نشر از موقعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند و بسیاری از آنها برای امرار معاش دارای شغلی غیر از نویسندگی هستند و همین دو شغله بودن (که بلای بیشتر تخصص ها در کشور است ) در این صنف نیز بی تاثیر نبوده و کیفیت و کمیت محصولات فرهنگی نویسندگان و تولیدکنندگان فرهنگی را پایین می آورد و دلیل آن چیزی نیست جز تیراژ پایین چاپ کتب موجود در جامعه .

واقعاً جای بسی تاسف است که در جامعه جوان هفتاد میلیونی کشور عزیزمان که از گذشته تا کنون مهد دانش و دانشمندان بنام دنیا بوده تیراژ کتاب عموماً دوهزار و پانصد یا سه هزار جلد در هر دوره است و هیچ سرمایه گذاری راغب نیست در این عرصه سرمایه خود را به خطر بیاندازد زیرا تقریباً حمایتی در کار نیست و امیدی به بازگشت سرمایه وجود ندارد و آن چند درصد حمایت دولتی که بصورت سوبسید به ناشران تعلق میگیرد فقط بصورت مسکن بوده و بنظر من از بعضی جهات نیز مخرب است .

در همین جامعه تبلیغاتی آیا اصحاب تبلیغات که قشر پول سازِ هم صنف ما هستند ، جایگاهی برای کتاب و تبلیغات مربوط به آن در نظر گرفته اند ؟

یا اینکه اگر شما بخواهید چاپ کتابی را به اطلاع عموم برسانید هزینه تبلیغاتی آن با این تعرفه های نجومی توجیه اقتصادی دارد ؟

چه باید کرد و تدبیر چیست ؟

به نظر حقیر ، مسئولین کشور باید قانونی در خصوص کتاب و کتابخوانی در وزارتخانه های آموزش و پرورش و آموزش عالی از تصویب بگذرانند که مفاد آن مبتنی بر این موضوع باشد که هر دانش آموز و دانشجو خارج از دروس رسمی ، باید در طول یک سال تحصیلی ، چند جلد کتاب درباره بعضی از موضوعات مربوط  مطالعه نمایند و بصورت خلاصه نویسی به واحدهای آموزشی مربوطه تحویل دهند .

این موضوع هم فرهنگ کتابخوانی را ترویج می کند ، هم صنف نویسنده و محقق را تقویت می نماید .

هم می توان از خلاصه نویسی های جمع آوری شده در مصحف های بعدی استفاده کرد ،علاوه برآن می توان دانش پژوهان را با نویسنده و نویسندگی آشنا نمود .

در نتیجه اجرای این پیشنهاد تیراژ چاپ ترقی کرده و برای سرمایه گذار هم توجیه اقتصادی پیدا می کند و دیگر لازم نیست دولت برای ترغیب ناشر سوبسید داده و از کیسه مردم هزینه کند .

پیشنهاد دوم به اصحاب تبلیغات اعم از صدا و سیما ( به عنوان طلایه دار تبلیغات گسترده دولتی ) و مجلات و روزنامه ها و شرکت های طراحی و اجرای بیل بردهای تبلیغاتی می باشد .

متولیان فرهنگ سازی در کشور می بایست تدبیری اتخاذ کنند تا شرکتها و سازمانهای تبلیغاتی موظف شوند فایلی ویژه برای تولیدات فرهنگی بلاخص کتاب باز نمایند و تعرفه ای ویژه بمنظور تبلیغات ناشران ، متعادل با درآمد حاصله از محصول خلق شده تهیه کنند زیرا اصلاً قیمت تبلیغات متناسب با درآمد حاصله از کتاب و کتابفروشی نیست .

این موضوع برای همکاران بسیار ملموس است زیرا همانطور که می دانید چاپ هر دوره کتاب با این تیراژ و عرف فروش و درآمد کم آن ، ناشر را ، از مهمترین رکن اقتصاد عقب نگه می دارد ( تبلیغات )

باید اذعان داشت که انسان موجودی دو بعدیست و هر دو بال معنوی و مادی باید بصورت متعادل رشد کند تا به سر منزل مقصود برسد .

خود انصاف دهید کدام محصول فرهنگی در بخش کتاب توان تحمل قیمتهای بالای بیلبرد ها یا تیزرهای تلویزیونی را دارد و مخاطبین چگونه باید از چاپ کتابهای جدید مورد علاقه شان آگاه شوند .

شاید بعضی از دوستان اعتقاد داشته باشند که باید مخاطبین از کتابفروشی های محل زندگی خود کسب اطلاع از آخرین دستاوردهای فرهنگی نمایند که البته اگر سیستم رایانه ای در این خصوص بوجود بیاید بد نیست و جای خالی ضعف تبلیغات را پر می کند ولی برابر بررسی های بعمل آمده ، در کل کشور حدود چهار هزار کتابفروشی ثبت شده داریم که اگر ما برای هر کتابفروشی فقط یک جلد کتاب ارسال نماییم بیش از یک دوره چاپ معمول را می طلبد و ارسال این تعداد کتاب برای ناشر مقدور نیست . حتی چاپ پوستر تبلیغاتی بمنظور اطلاع رسانی به این تعداد معادل کل سود حاصله از فروش فرضی همه کتابها بصورت یکجا و نقد است و منطقی نیست .

پیشنهاد آخرم به مسئولین این است که سوبسیدهای متعلقه را در بخش حمایت از ناشرین ، به شرکتهای تبلیغاتی به منظور پایین آوردن تعرفه های خود برای ناشران کتاب لحاظ کنند ، زیرا در این صورت است که کتاب در جامعه فرهنگی و اقتصادی جایگاه خود را پیدا کرده و از غربت خارج می شود .

شاید بعضی از ناشران از اینکه پیشنهاد مرا می شنوند نگران و یا معترض شوند ، ولی قبل از هرگونه اعتراضی عرض می کنم : همکار گرامی ، اگر در عرصه تبلیغات گسترده ای چون صدا و سیما و یا بیلبردهای تبلیغاتی ، جایگاهی برای ما قائل شوند ، دیگر تیراژ کتابهای شما کمتر از یکصدهزار جلد نخواهد بود و اصولاً دیگر نیازی به سوبسید نیست .

پس به امید آن روز !!!!!!!!؟

مدیریت انتشارات آزادی بیان

رامین نظری

کلیدواژه : تبلیغاتکتابنشر
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید